draufhaben

Aussprache: /ˈdraʊ̯fˌhaːbn̩/
Wortzerlegung: drauf·ha·ben
فعل

ماهر و مسلط بودن (عامیانه)، روی سطح داشتن

Bedeutungen

1 Akkusativ / es draufhaben

مهارت، استعدد یا تسلط بالایی در کاری داشتن (عامیانه)

  • Er hat es wirklich drauf, Gitarre zu spielen.او واقعاً در گیتار نواختن مهارت و استادی دارد.
  • Sie hat in Mathematik richtig was drauf.او در ریاضیات خیلی بارِش است/تسلط بالایی دارد.
2 Akkusativ

اعتبار یا سرمایه‌ای روی کارت/حساب داشتن، یا سرعت خاصی داشتن

  • Ich habe noch 20 Euro auf der Karte drauf.من هنوز ۲۰ یورو روی کارت شارژ دارم.
  • Das Auto hatte mindestens 180 km/h drauf.ماشین حداقل ۱۸۰ کیلومتر بر ساعت سرعت داشت.