drauflosbauen

Aussprache: /ˈdraʊ̯floːsˌbaʊ̯ən/
Wortzerlegung: drauf·los·bau·en
فعل

بدون برنامه ساختن، بی‌هدف ساخت‌وساز کردن

Bedeutungen

1 intransitiv

بدون داشتن طرح، نقشه یا برنامه‌ریزی قبلی شروع به ساختن کردن

  • Man kann nicht einfach ohne Baugenehmigung drauflosbauen.نمی‌توان همین‌طوری و بدون مجوز ساخت شروع به ساخت‌وساز کرد.
  • Sie haben ohne genauen Plan drauflosgebaut.آن‌ها بدون داشتن برنامه‌ای دقیق شروع به ساختن کردند.