drauflosbauen
بدون برنامه ساختن، بیهدف ساختوساز کردن
Bedeutungen
1
intransitiv
بدون داشتن طرح، نقشه یا برنامهریزی قبلی شروع به ساختن کردن
- Man kann nicht einfach ohne Baugenehmigung drauflosbauen.نمیتوان همینطوری و بدون مجوز ساخت شروع به ساختوساز کرد.
- Sie haben ohne genauen Plan drauflosgebaut.آنها بدون داشتن برنامهای دقیق شروع به ساختن کردند.