draufloswatscheln
اردکوار راه رفتن، شل و ول راه رفتن، شروع به راه رفتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
شروع به راه رفتن با قدمهای سنگین، نامنظم و شل و ول (مانند اردک یا پنگوئن) به صورت ناگهانی و بدون مکث.
- Der kleine Junge watschelte drauflos, als er das Spielzeug sah.پسر کوچک با دیدن اسباببازی، شروع به راه رفتن اردکوار کرد.
- Nach dem Regen watschelten die Enten drauflos über den Hof.بعد از باران، اردکها شروع به اردکوار راه رفتن در حیاط کردند.