draufstiessen
به طور اتفاقی برخورد کردن، پیدا کردن
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ
با نیروی زیاد به سمت چیزی حرکت کردن یا آن را هل دادن، اغلب با هدف برخورد یا ایجاد فشار. این شکل املایی کمتر رایج است.
- Die wilden Tiere stießen mit aller Kraft auf die Zäune zu, um zu entkommen.حیوانات وحشی با تمام قدرت به سمت حصارها یورش بردند تا فرار کنند.
- Die beiden Schiffe stießen im dichten Nebel aufeinander zu, was zu einer Kollision führte.دو کشتی در مه غلیظ به سمت یکدیگر حرکت کردند که منجر به برخورد شد.