draufzahlen

Aussprache: /ˈdʁaʊ̯fˌt͡saːlən/
Worttrennung: drauf·zah·len
فعل

اضافه پرداخت کردن، ضرر مالی کردن

Bedeutungen

1 (ohne Objekt) / bei + Dativ

بیشتر از حد انتظار یا ارزش واقعی پرداخت کردن و در معامله‌ای متحمل زیان مالی شدن

  • Bei diesem Geschäft hat er ordentlich draufgezahlt.او در این معامله حسابی ضرر کرد.
  • Wenn du das jetzt kaufst, wirst du später draufzahlen müssen.اگر الان این را بخری، بعداً باید بیشتر بپردازی (ضرر کنی).