draufzustoßen
برخورد کردن، برخورد نمودن
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ
با نیروی زیاد به سمت چیزی حرکت کردن یا آن را هل دادن، اغلب با هدف برخورد یا ایجاد فشار.
- Der Stier stieß mit aller Kraft auf den Torero zu.گاو نر با تمام قدرت به سمت ماتادور یورش برد.
- Die Lawine stieß mit gewaltiger Wucht auf das kleine Dorf zu.بهمن با نیروی عظیم به سمت دهکده کوچک سرازیر شد.