drehen

Aussprache: /ˈdʁeːən/
Wortzerlegung: dre·hen
فعل

چرخاندن، چرخیدن، فیلمبرداری کردن

Beispiele

  • Wir müssen das Auto nur ''drehen,'' dann passt es schon in die Lücke.ما فقط باید ماشین را بچرخانیم، آن وقت توی جای پارک جا می‌شود.
  • Der Kreisel ''dreht sich'' immer langsamer, bis er umkippt.فرفره مدام آهسته‌تر می‌چرخد تا اینکه واژگون شود.
  • Deutschland kann also nur klimaneutral werden, wenn sich künftig noch viel mehr Windräder ''drehen,'' was nicht alle Anwohner begeistert.بنابراین آلمان فقط زمانی می‌تواند خنثی از کربن شود که در آینده توربین‌های بادی بیشتری بچرخند...

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را چرخاندن یا پیچاندن.

  • Er drehte den Schlüssel im Schloss um.او کلید را در قفل چرخاند.
  • Bitte dreh den Wasserhahn zu.لطفاً شیر آب را ببند.
2 sich

خود چرخیدن یا دور زدن.

  • Das Rad dreht sich schnell.چرخ سریع می‌چرخد.
  • Er drehte sich um, um sie anzusehen.او برگشت تا او را ببیند.
3 Akkusativ

فیلمبرداری کردن، فیلم ساختن.

  • Sie drehen einen neuen Film in Berlin.آن‌ها در حال فیلمبرداری یک فیلم جدید در برلین هستند.
  • Der Regisseur drehte die Szene mehrmals.کارگردان صحنه را چندین بار فیلمبرداری کرد.