dreiköpfig
سه سر، سه نفره
Bedeutungen
1
دارای سه سر؛ در مورد موجودات افسانهای یا نمادین.
- Die griechische Mythologie kennt die Hydra, ein dreiköpfiges Ungeheuer.اساطیر یونان هیدرا را میشناسد، هیولایی سه سر.
- Das Wappentier war ein dreiköpfiger Adler.حیوان نمادین روی نشان، عقابی سه سر بود.
- Manchmal werden auch symbolisch dreiköpfige Wesen dargestellt.گاهی اوقات موجودات سه سر به صورت نمادین نیز به تصویر کشیده میشوند.
2
متشکل از سه نفر؛ در مورد گروهها، تیمها یا خانوادهها.
- Sie bildeten ein dreiköpfiges Team, um das Projekt abzuschließen.آنها برای تکمیل پروژه یک تیم سه نفره تشکیل دادند.
- Die dreiköpfige Familie zog in eine neue Stadt.خانواده سه نفره به شهر جدیدی نقل مکان کرد.
- Wir brauchen eine dreiköpfige Jury für diesen Wettbewerb.ما برای این مسابقه به یک هیئت داوری سه نفره نیاز داریم.