dressieren

Aussprache: /drɛˈsiːrən/
Worttrennung: dres·sie·ren
فعل

آموزش دادن (حیوانات), تربیت کردن, وادار کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas dressieren)

(حیوانات را) تربیت کردن، آموزش دادن تا دستورات را اجرا کنند.

  • Der Zirkusdirektor dressierte die Löwen, auf Kommando zu springen.مدیر سیرک شیرها را آموزش داد تا به فرمان بپرند.
  • Man kann Hunde für viele Aufgaben dressieren.می‌توان سگ‌ها را برای وظایف زیادی آموزش داد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas dressieren)

(انسان‌ها را) به صورت مکانیکی و بدون تفکر آموزش دادن، وادار به اطاعت محض کردن (اغلب با بار منفی).

  • Das Schulsystem kann Kinder zu sehr uniformieren und dressieren.نظام آموزشی می‌تواند کودکان را بیش از حد یکسان‌سازی و وادار به اطاعت کند.
  • Er wurde von klein auf dressiert, immer gehorsam zu sein.او از کودکی آموزش داده شد که همیشه مطیع باشد.