dressieren
آموزش دادن (حیوانات)، تزئین کردن یا بستن گوشت (آشپزی)
Beispiele
- Im Zoo treten die ''dressierten'' Seehunde auf.فکهای آموزشدیده در باغوحش نمایش اجرا میکنند.
- Der Dompteur ''dressiert'' die Löwen.مربی شیرها را آموزش میدهد.
- Der Koch ''dressiert'' die gefüllte Pute, bevor er sie in den Ofen schiebt.آشپز بوقلمون شکمپر را قبل از گذاشتن در فر، میبندد (آماده میکند).
Bedeutungen
1
Akkusativ
(حیوانات را) تربیت کردن، آموزش دادن.
- Der Zirkusdirektor dressiert die Löwen.مدیر سیرک شیرها را تربیت میکند.
- Man kann Hunde gut dressieren, wenn man geduldig ist.اگر صبور باشید، میتوانید سگها را به خوبی تربیت کنید.
2
Akkusativ
(انسانها را) به صورت مکانیکی و بدون تفکر آموزش دادن، وادار به اطاعت محض کردن (اغلب با بار منفی).
- Man sollte Kinder nicht dressieren, sondern ihre Kreativität fördern.نباید بچهها را تربیت مکانیکی کرد، بلکه باید خلاقیتشان را پرورش داد.
- Er fühlt sich wie ein dressierter Affe, der nur Befehle ausführt.او احساس میکند مانند یک میمون تربیتشده است که فقط دستورات را اجرا میکند.