dressieren

Aussprache: /drɛˈsiːrən/
Wortzerlegung: dres·sie·ren
فعل

آموزش دادن (حیوانات)، تزئین کردن یا بستن گوشت (آشپزی)

Beispiele

  • Im Zoo treten die ''dressierten'' Seehunde auf.فک‌های آموزش‌دیده در باغ‌وحش نمایش اجرا می‌کنند.
  • Der Dompteur ''dressiert'' die Löwen.مربی شیرها را آموزش می‌دهد.
  • Der Koch ''dressiert'' die gefüllte Pute, bevor er sie in den Ofen schiebt.آشپز بوقلمون شکم‌پر را قبل از گذاشتن در فر، می‌بندد (آماده می‌کند).

Bedeutungen

1 Akkusativ

(حیوانات را) تربیت کردن، آموزش دادن.

  • Der Zirkusdirektor dressiert die Löwen.مدیر سیرک شیرها را تربیت می‌کند.
  • Man kann Hunde gut dressieren, wenn man geduldig ist.اگر صبور باشید، می‌توانید سگ‌ها را به خوبی تربیت کنید.
2 Akkusativ

(انسان‌ها را) به صورت مکانیکی و بدون تفکر آموزش دادن، وادار به اطاعت محض کردن (اغلب با بار منفی).

  • Man sollte Kinder nicht dressieren, sondern ihre Kreativität fördern.نباید بچه‌ها را تربیت مکانیکی کرد، بلکه باید خلاقیتشان را پرورش داد.
  • Er fühlt sich wie ein dressierter Affe, der nur Befehle ausführt.او احساس می‌کند مانند یک میمون تربیت‌شده است که فقط دستورات را اجرا می‌کند.