فعل
تمرین سخت دادن، در منگنه گذاشتن (برای یادگیری یا آمادگی نظامی/ورزشی)
معانی و تعاریف drillen:
- آموزش دادن یا تمرین دادن شدید و منظم (معمولاً نظامی یا ورزشی)
- سوراخ کردن با مته یا دریل
جملات نمونه برای drillen:
„Israels Armee zieht Eliteeinheiten heran, um ein neues Schlachtfeld zu erobern: das der Medien. In Intensivkursen werden Soldaten ''gedrillt,'' die mit Kameras, Blogs und Twitter ihre Einsätze begleiten und so das Image des Militärs aufpolieren sollen.“
«ارتش اسرائیل یگانهای ویژهای را پرورش میدهد تا میدان نبرد جدیدی را تسخیر کنند: میدان رسانهها. در دورههای فشرده، سربازانی آموزش داده میشوند که با دوربینها، وبلاگها و توییتر، عملیات خود را پوشش دهند و بدین ترتیب چهره ارتش را بهبود ببخشند.»
Der Ausbilder drillte die Rekruten jeden Morgen.
مربی هر روز صبح سربازان را آموزش میداد.
Die Mannschaft wurde hart gedrillt, um die Meisterschaft zu gewinnen.
تیم به سختی تمرین داده شد تا قهرمانی را کسب کند.