drittelzahlig
مبتنی بر ضرايب یکسوم، دارای کسر یکسومی
Bedeutungen
1
مربوط به یا شامل یک سوم؛ به شکلی که بر اساس کسری از سه بخش یا مقداری که به سه قسمت تقسیم شده باشد.
- Die drittelzahlige Verteilung der Ressourcen war unfair.توزیع یکسومي منابع ناعادلانه بود.
- Wir müssen eine drittelzahlige Lösung finden, die für alle akzeptabel ist.ما باید یک راهحل مبتنی بر یکسوم پیدا کنیم که برای همه قابل قبول باشد.
- Die drittelzahlige Mehrheit reichte nicht für die Zustimmung.اکثریت یکسوم برای تصویب کافی نبود.