فعل
تهدید کردن، در معرض خطر بودن
معانی و تعاریف drohen:
- کسی را با چیزی تهدید کردن
- در شرف وقوع بودن، خطر چیزی وجود داشتن
جملات نمونه برای drohen:
Der Täter ''drohte'' dem Bankangestellten mit vorgehaltener Waffe.
مجرم کارمند بانک را با سلاح گرم تهدید کرد.
Meine Frau ''droht'' mir mit der Scheidung.
همسرم مرا به طلاق تهدید میکند.
Durch das Nuklearwaffenarsenal ''droht'' uns die Vernichtung.
به دلیل زرادخانه سلاحهای هستهای، خطر نابودی ما را تهدید میکند.