droschen

Aussprache: /ˈdrɔʃn̩/
Wortzerlegung: dro·schen
Konjugierte Form

کوبیدند، شلاق زدند (شکل گذشته فعل dreschen)

Bedeutungen

1 Akkusativ

جداسازی دانه‌ها از ساقه غلات با ضربه زدن، روش سنتی درو کردن.

  • Die Bauern droschten das Getreide mit Dreschflegeln, um die Körner vom Stroh zu trennen.کشاورزان غلات را با خرمن‌کوب می‌درویدند تا دانه‌ها را از کاه جدا کنند.
  • Nach der Ernte wurde das Korn auf dem Hof gedroschen.پس از برداشت، غلات در حیاط درو شدند.
2 Akkusativ

به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادن یا کتک زدن کسی یا چیزی.

  • Der Räuber drosch auf sein Opfer ein, bis es bewusstlos war.راهزن آنقدر بر سر قربانی خود کوبید تا بی‌هوش شد.
  • Die Kinder droschten mit Stöcken auf den alten Baum.بچه‌ها با چوب به درخت قدیمی ضربه می‌زدند.
3 Akkusativ

تکرار کردن مداوم و خسته‌کننده یک مطلب، یا تمرین کردن چیزی به شکلی مکانیکی و بدون تفکر.

  • Er drosch die immer gleichen Phrasen, ohne auf die Argumente der anderen einzugehen.او همان عبارات تکراری را بیان می‌کرد بدون اینکه به استدلال‌های دیگران توجه کند.
  • Die Schüler mussten die Vokabeln stundenlang auswendig dreschen.دانش‌آموزان مجبور بودند لغات را ساعت‌ها از حفظ تکرار کنند.