drucken

Aussprache: /ˈdrʊkn̩/
Wortzerlegung: dru·cken
فعل

چاپ کردن

Beispiele

  • Die Druckpresse ''druckt'' gleichzeitig 96 Seiten.ماشین چاپ هم‌زمان ۹۶ صفحه را چاپ می‌کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

متن یا تصویر را با استفاده از چاپگر یا دستگاه چاپ روی کاغذ یا سطح دیگر منتقل کردن.

  • Ich muss dieses Dokument sofort drucken.من باید این سند را فوراً چاپ کنم.
  • Die Zeitung wird jeden Morgen gedruckt.روزنامه هر روز صبح چاپ می‌شود.
2 Akkusativ

(کتاب، روزنامه و غیره) را منتشر کردن، به چاپ رساندن.

  • Der Verlag druckt jedes Jahr viele neue Bücher.انتشارات هر سال کتاب‌های جدید زیادی چاپ می‌کند.
  • Dieses Buch wurde vor über hundert Jahren gedruckt.این کتاب بیش از صد سال پیش چاپ شد.