druckvoll
پرتوان، با فشار زیاد
Bedeutungen
1
چیزی که با نیروی زیاد، فشار بالا یا شدت قابل توجهی اعمال میشود.
- Der druckvolle Aufschlag des Tennisspielers war kaum zu parieren.سرویس پرتوان بازیکن تنیس به سختی قابل دفع بود.
- Das Wasser wurde mit druckvollem Strahl aus der Düse gespritzt.آب با جریان پرفشار از نازل پاشیده شد.
- Die Mannschaft spielte in der zweiten Halbzeit druckvoller.تیم در نیمه دوم با فشار بیشتری بازی کرد.