druselten
وزیدیم/تکان خوردند (در گذشته ساده، اول یا سوم شخص جمع)
Bedeutungen
1
Akkusativ
ایجاد آشفتگی و درهمریختگی در نظم یا ترتیب چیزی، به طوری که همه چیز به هم ریخته و نامنظم به نظر برسد.
- Der Sturm hat die Blätter und Zweige im Garten völlig gedruselt.طوفان برگها و شاخهها را در باغ کاملاً به هم ریخت.
- Seine Gedanken waren so durcheinander, dass er seine Argumentation nicht mehr aufbauen konnte, sie waren völlig gedruselt.افکارش آنقدر درهم بود که دیگر نمیتوانست استدلال خود را بسازد، کاملاً آشفته بود.