dubiös
مشکوک، نامعلوم، قابل تردید
Bedeutungen
1
چیزی که مشکوک، غیرقابل اعتماد یا دارای ابهام است و باعث تردید میشود.
- Er geriet in dubiose Geschäfte und verlor sein gesamtes Vermögen.او درگیر معاملات مشکوکی شد و تمام دارایی خود را از دست داد.
- Die Herkunft des Geldes war dubiös und wurde von den Behörden untersucht.منشأ پول مشکوک بود و توسط مقامات مورد بررسی قرار گرفت.
- Seine Antworten auf die Fragen waren dubiös und ließen viel Raum für Spekulationen.پاسخهای او به سؤالات قابل تردید بود و جای زیادی برای گمانهزنی باقی میگذاشت.