dubiös

Aussprache: /duˈbi̯øːs/
Worttrennung: du·bi·ös
صفت

مشکوک، نامعلوم، قابل تردید

Bedeutungen

1

چیزی که مشکوک، غیرقابل اعتماد یا دارای ابهام است و باعث تردید می‌شود.

  • Er geriet in dubiose Geschäfte und verlor sein gesamtes Vermögen.او درگیر معاملات مشکوکی شد و تمام دارایی خود را از دست داد.
  • Die Herkunft des Geldes war dubiös und wurde von den Behörden untersucht.منشأ پول مشکوک بود و توسط مقامات مورد بررسی قرار گرفت.
  • Seine Antworten auf die Fragen waren dubiös und ließen viel Raum für Spekulationen.پاسخ‌های او به سؤالات قابل تردید بود و جای زیادی برای گمانه‌زنی باقی می‌گذاشت.