duckten

Aussprache: /dʊktn̩/
Wortzerlegung: duck·ten
Konjugierte Form

خم شدند

Bedeutungen

1 sich + Akkusativ

به طور فیزیکی بدن خود را به سرعت خم کردن یا پایین آوردن برای اجتناب از دیده‌شدن، ضربه، یا خطر.

  • Er duckte sich reflexartig, als der Ball über seinen Kopf flog.او به طور غریزی خود را خم کرد، زمانی که توپ از بالای سرش رد شد.
  • Die Soldaten duckten sich im Graben, um dem Beschuss zu entgehen.سربازان در سنگر خود را خم کردند تا از تیراندازی فرار کنند.
2 sich + Akkusativ

به طور مجازی، احساسات، عقاید، یا هویت خود را سرکوب کردن یا پنهان کردن، اغلب به دلیل ترس یا اجبار.

  • In dieser repressiven Gesellschaft musste er seine wahren Überzeugungen duckten.در این جامعه سرکوبگر، او مجبور بود عقاید واقعی خود را پنهان کند.
  • Sie duckte ihre Enttäuschung, um nach außen hin stark zu wirken.او سرخوردگی خود را سرکوب کرد تا در ظاهر قوی به نظر برسد.