dufteten
خوشبو بودند، عطرآگین بودند
Bedeutungen
1
Nominativ (برای فاعل)
انتشار بوی خوشایند و دلپذیر، معمولاً از گلها، غذاها، یا عطرها.
- Der Garten duftete nach frisch gemähtem Gras und Rosen.باغ بوی چمن تازه زده شده و گل رز میداد.
- Der frisch gebackene Kuchen duftete verführerisch in der ganzen Küche.کیک تازه پخته شده در تمام آشپزخانه بوی دلفریبی میداد.
2
Nominativ (برای فاعل)
به طور مجازی، دلپذیر، جذاب، یا نویدبخش بودن؛ نشانهای از چیزهای خوب یا مطلوب بودن.
- Die Aussicht auf den Erfolg duftete verlockend.چشمانداز موفقیت، وسوسهانگیز به نظر میرسید.
- Nach der langen Dürrezeit duftete der Regen nach Hoffnung.پس از دوره طولانی خشکسالی، باران بوی امید میداد.