dummdreist

Aussprache: /ˈdʊmˌdʁaɪ̯st/
Worttrennung: dumm·dreist
صفت

گستاخانه و احمقانه، بی‌شرمانه و ابلهانه

Bedeutungen

1

ترکیبی از حماقت و گستاخی؛ رفتاری که هم نادانانه و هم بی‌پروا و توهین‌آمیز است.

  • Seine dummdreiste Bemerkung brachte ihn in Schwierigkeiten.اظهار نظر احمقانه و گستاخانه او باعث دردسرش شد.
  • Es war eine dummdreiste Lüge, die leicht zu durchschauen war.این یک دروغ احمقانه و بی‌شرمانه بود که به راحتی قابل تشخیص بود.
  • Er verhielt sich auf der Party sehr dummdreist und beleidigte die Gäste.او در مهمانی بسیار گستاخانه و احمقانه رفتار کرد و مهمانان را توهین کرد.