حرف اضافه
از طریق، از میان، به واسطه
جملات نمونه برای durch:
Er kam ''durch'' die Tür.
او از در آمد.
„und wir stampfen stolz ''durch'' das Unterholz“
«و ما با افتخار از میان بوتهها پا میگذاریم»
''Durch'' seine Vermittlung konnte eine für alle annehmbare Lösung erreicht werden.
«از طریق میانجیگری او، راهحلی قابل قبول برای همه حاصل شد.»