فعل
(عامیانه) با زحمت زیاد مطالعه کردن/کار کردن، شخم زدن (مجازی)
معانی و تعاریف durchackern:
- زمین را به طور کامل شخم زدن (جداشدنی).
- متنی را با دقت و زحمت زیاد مطالعه یا بررسی کردن (غیرجداشدنی).
جملات نمونه برای durchackern:
Ich muss noch heute diesen Artikel ''durchackern.''
من باید امروز این مقاله را 'با زحمت مطالعه کنم'.
Gestern ''durchackerte'' er das ganze Buch.
دیروز او تمام کتاب را 'با زحمت مطالعه کرد'.
Bevor sie ihre Arbeit über das Fressverhalten von Löwen schreiben konnte, musste sie die maßgebliche Fachliteratur zu diesem Thema ''durchackern.''
قبل از اینکه بتواند کارش را در مورد رفتار تغذیهای شیرها بنویسد، مجبور بود ادبیات تخصصی مربوط به این موضوع را 'با زحمت مطالعه کند'.