durcharbeiten
به دقت مطالعه/تحلیل کردن (کتاب)، یکسره و بدون وقفه کار کردن (تمام شب)
Bedeutungen
1
(ohne Objekt)
بدون استراحت و یکسره به کار ادامه دادن (مثلاً کل شب یا روز)
- Er hat die ganze Nacht durchgearbeitet, um das Projekt fertigzustellen.او تمام شب را یکسره کار کرد تا پروژه را تمام کند.
- Wir haben ohne Mittagspause durchgearbeitet.ما بدون زنگ ناهار یکسره کار کردیم.
2
Akkusativ
کتاب، متن یا فصلی درسی را از ابتدا تا انتها با دقت مطالعه و تحلیل کردن
- Ich habe das gesamte Kapitel für die Prüfung gründlich durchgearbeitet.من کل فصل را برای امتحان به دقت مطالعه و تمرین کردم.
- Sie muss die Vertragsunterlagen Satz für Satz durcharbeiten.او باید مدارک قرارداد را جمله به جمله با دقت بررسی کند.