durcharbeiten

Aussprache: /ˈdʊrçˌarbaɪ̯tn̩/
Wortzerlegung: durch·a·r·bei·ten
فعل

به دقت مطالعه/تحلیل کردن (کتاب)، یکسره و بدون وقفه کار کردن (تمام شب)

Bedeutungen

1 (ohne Objekt)

بدون استراحت و یکسره به کار ادامه دادن (مثلاً کل شب یا روز)

  • Er hat die ganze Nacht durchgearbeitet, um das Projekt fertigzustellen.او تمام شب را یکسره کار کرد تا پروژه را تمام کند.
  • Wir haben ohne Mittagspause durchgearbeitet.ما بدون زنگ ناهار یکسره کار کردیم.
2 Akkusativ

کتاب، متن یا فصلی درسی را از ابتدا تا انتها با دقت مطالعه و تحلیل کردن

  • Ich habe das gesamte Kapitel für die Prüfung gründlich durchgearbeitet.من کل فصل را برای امتحان به دقت مطالعه و تمرین کردم.
  • Sie muss die Vertragsunterlagen Satz für Satz durcharbeiten.او باید مدارک قرارداد را جمله به جمله با دقت بررسی کند.