durcharbeiten

Aussprache: /ˈdʊrçˌarbaɪ̯tn̩/
Wortzerlegung: durch·a·r·bei·ten
فعل

به دقت مطالعه کردن، از ابتدا تا انتها خواندن؛ سخت کار کردن، بدون وقفه کار کردن

Beispiele

  • Natürlich kannst du auch das ganze Buch ''durcharbeiten''.البته شما هم می‌توانید کل کتاب را به دقت مطالعه کنید.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی (مانند یک وظیفه، مشکل یا پروژه) را با دقت و به طور کامل انجام دادن یا حل کردن

  • Wir müssen diese schwierige Aufgabe noch heute durcharbeiten.ما باید این وظیفه دشوار را امروز به اتمام برسانیم.
  • Er hat die ganze Nacht durchgearbeitet, um das Projekt fertigzustellen.او تمام شب را کار کرد تا پروژه را به پایان برساند.
2 Akkusativ

یک دوره دشوار یا یک وضعیت سخت را از سر گذراندن یا تحمل کردن

  • Sie musste eine schwere Krankheit durcharbeiten.او مجبور بود یک بیماری سخت را از سر بگذراند.
  • Wir haben die Krise gemeinsam durchgearbeitet.ما بحران را با هم پشت سر گذاشتیم.
3 Akkusativ

(غیرقابل تفکیک) چیزی (مانند یک متن، کتاب یا موضوع) را با دقت مطالعه کردن، تحلیل کردن یا بررسی کردن

  • Der Student durcharbeitet das Lehrbuch für die Prüfung.دانشجو کتاب درسی را برای امتحان با دقت مطالعه می‌کند.
  • Sie hat die alten Dokumente gründlich durcharbeitet.او اسناد قدیمی را به دقت تحلیل کرده است.