durcharbeiten
به دقت مطالعه کردن، از ابتدا تا انتها خواندن؛ سخت کار کردن، بدون وقفه کار کردن
Beispiele
- Natürlich kannst du auch das ganze Buch ''durcharbeiten''.البته شما هم میتوانید کل کتاب را به دقت مطالعه کنید.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی (مانند یک وظیفه، مشکل یا پروژه) را با دقت و به طور کامل انجام دادن یا حل کردن
- Wir müssen diese schwierige Aufgabe noch heute durcharbeiten.ما باید این وظیفه دشوار را امروز به اتمام برسانیم.
- Er hat die ganze Nacht durchgearbeitet, um das Projekt fertigzustellen.او تمام شب را کار کرد تا پروژه را به پایان برساند.
2
Akkusativ
یک دوره دشوار یا یک وضعیت سخت را از سر گذراندن یا تحمل کردن
- Sie musste eine schwere Krankheit durcharbeiten.او مجبور بود یک بیماری سخت را از سر بگذراند.
- Wir haben die Krise gemeinsam durchgearbeitet.ما بحران را با هم پشت سر گذاشتیم.
3
Akkusativ
(غیرقابل تفکیک) چیزی (مانند یک متن، کتاب یا موضوع) را با دقت مطالعه کردن، تحلیل کردن یا بررسی کردن
- Der Student durcharbeitet das Lehrbuch für die Prüfung.دانشجو کتاب درسی را برای امتحان با دقت مطالعه میکند.
- Sie hat die alten Dokumente gründlich durcharbeitet.او اسناد قدیمی را به دقت تحلیل کرده است.