Konjugierte Form
گدایی کردن، التماس کردن (صرف فعل)
معانی و تعاریف durchbettelten:
- درخواست کمک مالی یا غذا به صورت مکرر و از افراد متعدد، اغلب با لحنی التماسآمیز و در شرایط دشوار.
جملات نمونه برای durchbettelten:
Nach dem Verlust seines Vermögens musste er die Straßen durchbetteln.
پس از از دست دادن ثروتش، مجبور بود در خیابانها گدایی کند.
Die Vertriebenen waren gezwungen, von Tür zu Tür durchzubetteln, um zu überleben.
آوارگان مجبور بودند برای بقا، از خانهای به خانه دیگر گدایی کنند.