durchblättern
ورق زدن، سرسری خواندن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas durchblättern)
صفحات یک کتاب، مجله یا سند را به سرعت ورق زدن، معمولاً برای یافتن چیزی یا نگاهی اجمالی.
- Er durchblätterte das Fotoalbum seiner Kindheit.او آلبوم عکس کودکیاش را ورق زد.
- Ich habe kurz die Zeitung durchgeblättert.من روزنامه را کمی سرسری ورق زدم.