durchblickten
فهمیدند، درک کردند، متوجه شدند (فعل)
Bedeutungen
1
Akkusativ
به طور کامل و عمیق ماهیت، پیچیدگیها یا انگیزههای پنهان یک موقعیت، شخص یا موضوع را فهمیدن و درک کردن.
- Trotz der komplexen juristischen Formulierungen durchblickte der erfahrene Anwalt die Strategie der Gegenseite.علیرغم فرمولبندیهای حقوقی پیچیده، وکیل باتجربه استراتژی طرف مقابل را به طور کامل درک کرد.
- Sie durchblickte seine Absichten sofort und wusste, dass er sie zu manipulieren versuchte.او بلافاصله مقاصد او را فهمید و میدانست که او سعی دارد او را فریب دهد.