Konjugierte Form
از میان دمیده شد، رد شد (در مورد باد یا جریان)
معانی و تعاریف durchbliesen:
- شکل گذشته ساده (Präteritum) فعل 'durchblasen' که به معنای عبور دادن هوا یا مایع از میان چیزی در گذشته است.
جملات نمونه برای durchbliesen:
Der Musiker blies die Luft durch sein Instrument und erzeugte einen klaren Ton.
نوازنده هوا را از میان سازش دمید و صدایی شفاف ایجاد کرد.
Der Sturm blies die Blätter durch die leeren Straßen.
طوفان برگها را از میان خیابانهای خالی عبور داد.