durchboxten
پیش برده شدیم، حل شدیم (دستوری)
Bedeutungen
1
sich + Akkusativ
با تلاش و پشتکار فراوان، علیرغم موانع زیاد، به هدفی دست یافتن یا چیزی را به نتیجه رساندن (شکل گذشته ساده).
- Er musste sich durch die komplizierten Vorschriften durchboxen, um die Lizenz zu bekommen.او مجبور بود تا علیرغم مقررات پیچیده، برای دریافت مجوز تلاش کند و به نتیجه برساند.
- Sie durchboxten sich durch die Opposition, um ihre Reformen durchzusetzen.آنها علیرغم مخالفتها، با سماجت برای اجرای اصلاحات خود تلاش کردند.
2
Akkusativ
به زور از میان مانعی فیزیکی عبور کردن یا راهی باز کردن (شکل گذشته ساده).
- Die Bergsteiger durchboxten sich durch das Eis, um den Gipfel zu erreichen.کوهنوردان برای رسیدن به قله، از میان یخها راه باز کردند.
- Der Läufer boxte sich durch die dicht gedrängten Konkurrenten.دونده از میان رقبای فشرده، راه خود را باز کرد.