فعل
کاملاً بررسی کردن، همهجانبه فکر کردن
معانی و تعاریف durchdenken:
- به دقت بررسی کردن، عمیقاً فکر کردن (یک موضوع، طرح، مشکل)
جملات نمونه برای durchdenken:
Wir müssen unseren Plan noch einmal gründlich ''durchdenken.''
ما باید یک بار دیگر برنامهمان را به دقت بررسی و تحلیل کنیم.
Können wir uns nicht auf eine gute, ''durchdachte'' Idee einigen?
آیا نمیتوانیم روی یک ایده خوب و پخته به توافق برسیم؟
Er hat den Plan gut durchdacht.
او نقشه را به خوبی بررسی کرده است.