durchdrangen
نفوذ کردند، عمیق شدند، سوراخ کردند
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ)
شکل گذشته ساده فعل 'durchdringen' به معنای عبور کردن از یک ماده یا فضا.
- Die Nebelschwaden durchdrangen das Tal und hüllten alles in einen grauen Schleier.تودههای مه دره را فرا گرفتند و همه چیز را در حجابی خاکستری پوشاندند.
- Die Schallwellen durchdrangen die dicken Mauern des Bunkers.امواج صوتی از دیوارهای ضخیم پناهگاه عبور کردند.
2
etwas (Akkusativ)
شکل گذشته ساده فعل 'durchdringen' به معنای فهمیدن عمیق و کامل یک موضوع یا وضعیت.
- Die Ermittler durchdrangen die komplexen Zusammenhänge des Falls.بازرسان به درک عمیقی از روابط پیچیده پرونده رسیدند.
- Er durchdrang die verborgenen Absichten seines Gegners.او به نیات پنهان حریفش پی برد.
3
etwas (Akkusativ)
شکل گذشته ساده فعل 'durchdringen' به معنای گسترش یافتن و فراگیر شدن در یک حوزه.
- Die revolutionären Ideen durchdrangen bald die gesamte Gesellschaft.ایدههای انقلابی به زودی تمام جامعه را فرا گرفت.
- Die Auswirkungen der Krise durchdrangen alle Wirtschaftssektoren.پیامدهای بحران تمام بخشهای اقتصادی را درنوردید.