durchdurften
نفوذ کردند (گذشته فعل durchdürften)
Bedeutungen
1
Akkusativ (مورد اجازه)
اجازه داشتن یا امکان یافتن در طول یک دوره زمانی یا یک فرآیند مشخص، بدون مانع یا محدودیت.
- Die neuen Richtlinien erlauben es den Forschern, auch während der sensiblen Testphase durchzudürfen, ohne sofortige Genehmigung.دستورالعملهای جدید به پژوهشگران اجازه میدهد تا حتی در طول مرحله حساس آزمایش، بدون تأیید فوری، پیش بروند.
- Unter strengen Auflagen durfte die Delegation die Sperrzone für wenige Stunden durchduften, um humanitäre Hilfe zu leisten.تحت شرایط سختگیرانه، به هیئت اجازه داده شد تا برای چند ساعت از منطقه ممنوعه عبور کند تا کمکهای بشردوستانه ارائه دهد.