durchfüttern
سیر کردن (در مدت طولانی)، تأمین معاش کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی یا چیزی را برای مدت طولانی یا با زحمت زیاد تغذیه کردن و نان دادن
- Er musste seine ganze Familie durchfüttern.او مجبور بود تمام خانوادهاش را سیر کند.
- Es ist schwer, so viele Tiere durch den Winter durchzufüttern.سیر کردن این همه حیوان در طول زمستان دشوار است.