Konjugierte Form
فاکس کردند (گذشته)
معانی و تعاریف durchfaxten:
- ارسال کردن یک سند یا اطلاعات به طور کامل از طریق فکس، اغلب در حجم زیاد یا به طور مداوم.
جملات نمونه برای durchfaxten:
Der Anwalt musste die gesamten Beweismittel noch am selben Tag durchfaxen.
وکیل مجبور بود تمام مدارک را همان روز از طریق فکس ارسال کند.
Wir haben die Pläne für das Projekt über Nacht durchgefaxt.
ما نقشههای پروژه را یک شبه فکس کردیم.