durchfegen

Aussprache: /ˈdʊʁçˌfeːɡn̩/
Wortzerlegung: durch·fe·gen
فعل

جارو کردن (یک فضا را کامل)

Beispiele

  • Ich will eben noch den Kellerraum ''durchfegen''.می‌خواهم همین الان اتاق زیرزمین را جارو کنم.
  • Er ''fegt'' die Garage ''durch'', bevor der Fliesenleger kommt.او قبل از آمدن کاشی‌کار، گاراژ را جارو می‌کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

جارو کردن کامل و دقیق یک مکان

  • Sie hat das ganze Haus durchgefegt.او تمام خانه را جارو کرد.
  • Wir müssen den Flur mal richtig durchfegen.ما باید راهرو را یک بار حسابی جارو کنیم.
2 Akkusativ

پاکسازی کردن، بازبینی کامل کردن، تغییرات اساسی ایجاد کردن (معمولاً در سازمان یا سیستم)

  • Der neue Chef will die Abteilung durchfegen.رئیس جدید می‌خواهد بخش را پاکسازی کند (تغییرات اساسی ایجاد کند).
  • Es ist Zeit, die alten Akten durchzufegen und Überflüssiges zu entsorgen.وقت آن است که پرونده‌های قدیمی را بازبینی کنیم و موارد اضافی را دور بریزیم.