durchfegen
جارو کردن (یک فضا را کامل)
Beispiele
- Ich will eben noch den Kellerraum ''durchfegen''.میخواهم همین الان اتاق زیرزمین را جارو کنم.
- Er ''fegt'' die Garage ''durch'', bevor der Fliesenleger kommt.او قبل از آمدن کاشیکار، گاراژ را جارو میکند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
جارو کردن کامل و دقیق یک مکان
- Sie hat das ganze Haus durchgefegt.او تمام خانه را جارو کرد.
- Wir müssen den Flur mal richtig durchfegen.ما باید راهرو را یک بار حسابی جارو کنیم.
2
Akkusativ
پاکسازی کردن، بازبینی کامل کردن، تغییرات اساسی ایجاد کردن (معمولاً در سازمان یا سیستم)
- Der neue Chef will die Abteilung durchfegen.رئیس جدید میخواهد بخش را پاکسازی کند (تغییرات اساسی ایجاد کند).
- Es ist Zeit, die alten Akten durchzufegen und Überflüssiges zu entsorgen.وقت آن است که پروندههای قدیمی را بازبینی کنیم و موارد اضافی را دور بریزیم.