فعل
(عامیانه، رکیک) با کسی (شدیداً) آمیزش کردن، تا حد خستگی کامل آمیزش کردن
معانی و تعاریف durchficken:
- (عامیانه، رکیک) با کسی به طور کامل یا مکرر سکس کردن.
- (عامیانه، رکیک، مجازی) کسی را به شدت فریب دادن، از کسی سوءاستفاده کردن، کسی را به دردسر انداختن.
جملات نمونه برای durchficken:
„Wie ich mir die nächsten Jahre meines Lebens vorstelle: Saufen, fressen und Nutten ''durchficken'' und klauen und rauchen… Ganz männlich“.
«تصور من از سالهای آینده زندگیام: مست کردن، خوردن و با فاحشهها آمیزش کردن و دزدی کردن و سیگار کشیدن... کاملاً مردانه.»
Er hat die ganze Nacht durchgefickt.
او تمام شب را سکس کرد.
Sie wollte ihn durchficken.
او میخواست با او به شدت سکس کند.