durchfickten
خراب کردند، نابود کردند (عامیانه و توهینآمیز)
Bedeutungen
1
Akkusativ
در معنای عامیانه و توهینآمیز، به شدت مورد سوء استفاده جنسی قرار دادن یا به طور کلی مورد بهرهکشی و تحقیر شدید قرار دادن.
- Er fühlte sich von dem System völlig durchgefickt und betrogen.او احساس میکرد که توسط سیستم کاملاً مورد سوء استفاده و فریب قرار گرفته است.
- Die korrupten Beamten haben die Stadt durchgefickt und ihre Ressourcen ausgebeutet.مقامات فاسد شهر را به طرز فجیعی خراب کردند و منابع آن را استثمار نمودند.