فعل
جستجوی دقیق کردن، موشکافی کردن
معانی و تعاریف durchfilzen:
- چیزی (مانند یک اتاق، یک کیف یا جیبها) را با دقت و به طور کامل گشتن یا زیر و رو کردن برای یافتن چیزی.
جملات نمونه برای durchfilzen:
„Na gut, dann müssen wir eben das Schiff auseinandernehmen und alles ''durchfilzen''.“
«خب، پس باید کشتی را از هم باز کنیم و همه چیز را موشکافی کنیم.»
Die Polizei hat die Wohnung des Verdächtigen durchfilzt.
پلیس آپارتمان مظنون را کاملاً گشت.
Er durchfilzte seine Taschen nach dem Schlüssel.
او جیبهایش را برای پیدا کردن کلید زیر و رو کرد.