durchformulieren

Aussprache: /dʊʁçfɔʁmuˈliːʁən/
Wortzerlegung: durch·for·mu·lie·ren
فعل

به طور کامل بیان کردن، با جزئیات کامل نوشتن

Beispiele

  • Die SPD versorgt ihre Parlamentarier mit einer ‚Predigthilfe‘. Bis auf die Anrede ''ist'' die Neujahrsansprache ''durchformuliert.حزب سوسیال دموکرات آلمان (SPD) به نمایندگان پارلمانی خود یک 'کمک موعظه' ارائه می‌دهد. سخنرانی سال نو، به جز سلام، به طور کامل نوشته شده است.

Bedeutungen

1 Akkusativ

یک متن، ایده یا فکر را تا جزئیات کامل بیان و به دقت فرمول‌بندی کردن.

  • Er musste den Antrag noch einmal durchformulieren, damit er verständlich war.او مجبور شد درخواست را دوباره به طور کامل فرمول‌بندی کند تا قابل فهم باشد.
  • Die Rede war gut durchformuliert und überzeugend.سخنرانی به خوبی بیان شده و قانع‌کننده بود.