Konjugierte Form
سیر کردند
معانی و تعاریف durchfutterten:
- به طور کامل و اغلب با اشتیاق یا اجبار، مقدار زیادی غذا را خوردن؛ گاهی اوقات به معنای تحمل کردن یا پذیرش چیزی ناخوشایند به صورت مداوم.
جملات نمونه برای durchfutterten:
Nach der langen Wanderung durchfutterten die erschöpften Bergsteiger die mitgebrachten Rationen bis auf den letzten Krümel.
پس از پیادهروی طولانی، کوهنوردان خسته جیرههای غذایی همراه خود را تا آخرین خرده نان خوردند.
Er musste die langatmige Rede des Professors bis zum Ende durchfutterten, obwohl sie ihn zutiefst langweilte.
او مجبور بود سخنرانی طولانی استاد را تا انتها تحمل کند، هرچند که عمیقاً او را خسته میکرد.