durchgarten
پختند کاملاً
Bedeutungen
1
Akkusativ
غذا را به طور کامل پختن، به طوری که از بیرون و داخل پخته باشد.
- Das Fleisch muss gut durchgaren, damit es zart wird.گوشت باید خوب مغزپخت شود تا نرم شود.
- Hast du die Kartoffeln schon durchgegart?سیبزمینیها را کاملاً پختهای؟