فعل
اعلام کردن، منتقل کردن (اطلاعات از طریق بلندگو، رادیو، تلفن و غیره)، دادن (چیزی از طریق یک دریچه)
معانی و تعاریف durchgeben:
- چیزی را از طریق یک کانال یا به نفر بعدی منتقل کردن/رد کردن
- اطلاعاتی را اعلام کردن یا پخش کردن (مثلاً از طریق رادیو یا بلندگو)
جملات نمونه برای durchgeben:
„Vermutlich aufgrund eines technischen Defekts ''wurde'' über Lautsprecher das Codewort für einen Amokalarm in alle Klassen ''durchgegeben.''“
«احتمالاً به دلیل نقص فنی، کد هشدار حمله مسلحانه از طریق بلندگو در تمام کلاسها اعلام شد.»
Kannst du mir bitte das Salz durchgeben?
میشه لطفا نمک رو به من بدی؟
Der Kellner gab die Bestellung an die Küche durch.
پیشخدمت سفارش را به آشپزخانه منتقل کرد.