صفت
کاملاً پخته شده
جملات نمونه برای durchgegart:
„Im US-Bundesstaat South Dakota ist eine Familie nach dem Verzehr von nicht ''durchgegartem'' Bärenfleisch an Trichinellose erkrankt.“
یک خانواده در ایالت داکوتای جنوبی آمریکا پس از خوردن گوشت خرس که کاملاً پخته نشده بود، به بیماری تریشینلوز مبتلا شدند.