durchgehen

Aussprache: /ˈdʊʁçˌɡeːən/
Wortzerlegung: durch·ge·hen
فعل

بررسی کردن، تصویب شدن، رم کردن، چشم‌پوشی کردن (با lassen)

Bedeutungen

1 Akkusativ (haben/sein)

متن، سند، گرامر یا فهرستی را از ابتدا تا انتها دقیق بررسی و مرور کردن

  • Wir haben alle Punkte der Tagesordnung durchgegangen.ما تمام موارد دستور جلسه را بررسی کردیم.
  • Lass uns die Vokabeln noch einmal zusammen durchgehen!بیا واژگان را یک بار دیگر با هم مرور کنیم!
2 ohne Objekt (sein)

تصویب شدن طرح، قانون یا پیشنهادی در جلسه یا پارلمان

  • Der Antrag ist ohne Gegenstimmen durchgegangen.طرح بدون هیچ رای مخالفی تصویب شد.
  • Das Gesetz ging überraschend schnell durch.قانون به طور غیرمنتظره‌ای سریع تصویب شد.
3 mit + Dativ (sein)

رم کردن اسب یا از کنترل خارج شدن احساسات/تخیل

  • Das Pferd ist erschrocken und durchgegangen.اسب ترسید و رم کرد.
  • Da ist wohl deine Fantasie mit dir durchgegangen.گویا قوه‌ی تخیلت از کنترل خارج شده و تو را با خود برده است.
4 etwas (Akkusativ) durchgehen lassen

خطا یا رفتاری را نادیده گرفتن و اغماض کردن (همراه با lassen)

  • Solch ein Verhalten kann der Lehrer nicht durchgehen lassen.معلم نمی‌تواند از چنین رفتاری چشم‌پوشی کند.
  • Ich lasse dir das diesmal noch durchgehen.این بار دیگر این کار را از تو نادیده می‌گیرم.