durchgehen
بررسی کردن، تصویب شدن، رم کردن، چشمپوشی کردن (با lassen)
Bedeutungen
1
Akkusativ (haben/sein)
متن، سند، گرامر یا فهرستی را از ابتدا تا انتها دقیق بررسی و مرور کردن
- Wir haben alle Punkte der Tagesordnung durchgegangen.ما تمام موارد دستور جلسه را بررسی کردیم.
- Lass uns die Vokabeln noch einmal zusammen durchgehen!بیا واژگان را یک بار دیگر با هم مرور کنیم!
2
ohne Objekt (sein)
تصویب شدن طرح، قانون یا پیشنهادی در جلسه یا پارلمان
- Der Antrag ist ohne Gegenstimmen durchgegangen.طرح بدون هیچ رای مخالفی تصویب شد.
- Das Gesetz ging überraschend schnell durch.قانون به طور غیرمنتظرهای سریع تصویب شد.
3
mit + Dativ (sein)
رم کردن اسب یا از کنترل خارج شدن احساسات/تخیل
- Das Pferd ist erschrocken und durchgegangen.اسب ترسید و رم کرد.
- Da ist wohl deine Fantasie mit dir durchgegangen.گویا قوهی تخیلت از کنترل خارج شده و تو را با خود برده است.
4
etwas (Akkusativ) durchgehen lassen
خطا یا رفتاری را نادیده گرفتن و اغماض کردن (همراه با lassen)
- Solch ein Verhalten kann der Lehrer nicht durchgehen lassen.معلم نمیتواند از چنین رفتاری چشمپوشی کند.
- Ich lasse dir das diesmal noch durchgehen.این بار دیگر این کار را از تو نادیده میگیرم.