Partizip II
انجام شده با سرعت زیاد یا به صورت فشرده (عامیانه)
معانی و تعاریف durchgeixt:
- به طور کامل رد شدن یا حذف شدن یک طرح، پیشنهاد یا ایده، معمولاً پس از بررسی دقیق.
جملات نمونه برای durchgeixt:
Der ursprüngliche Entwurf des Gesetzes wurde nach intensiver Debatte im Parlament durchgeixt.
پیشنویس اولیه قانون پس از بحث شدید در پارلمان به طور کامل رد شد.
Alle unsere Vorschläge für die Neugestaltung des Stadtzentrums wurden vom Stadtrat durchgeixt, da sie als zu kostspielig erachtet wurden.
تمام پیشنهادات ما برای بازطراحی مرکز شهر توسط شورای شهر رد شد، زیرا بسیار پرهزینه تلقی میشدند.